فرهنگ آریان‌پور

شریک

#۱۲۷٬۵۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

partner

شریک شدن یا کردن، شریک، همدست، انباز، همسر، یار

۲

coparcener

شریک، انباز، شریک مشاع، داراى حق مشاع

۳

pal

یار، شریک، همدست، رفیق شدن

۴

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۵

sharer

سهیم، سهم دار، شریک

۶

consort

همسر، شریک، مصاحب، هم نشین شدن، جور کردن

۷

pardner

(pard =) ـ یار، شریک

۸

complier

انجام دهنده، قبول کننده، همدست، شریک

۹

accessory

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست

۱۰

associate

هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن

۱۱

yokefellow

یار، رفیق، هم تراز، شریک، شریک زندگى

۱۲

accessorial

معاون، شریک، معین، فرعى، (حقوق) مربوط بمعاون جرم

۱۳

participant

شرکت کننده، شریک، انباز، سهیم، همراه

۱۴

fellow

مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو

۱۵

sidekick

شخص تابع، آدم پیرو، شخص وابسته