فرهنگ آریان‌پور

شتاب‌ امیز

#۱۲۵٬۳۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hasty

عجول، شتاب زده، دست پاچه، تند، زودرس

۲

sudden

ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع

۳

slapdash

عجول و بى دقت، بى پروا، ناگهان، غفلتا، عیناً، کارى که سرسرى یا از روى بى پروایى انجام دهند، پوشش تگرگى

۴

posthaste

پیک تندرو، فورى، آنى، سریع السیر، باعجله

۵

unadvised

بدون اطلاع، تند و بى ملاحظه، بى احتیاط، بى پروا

۶

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى

۷

thoughtless

بى فکر، بى ملاحظه، لاقید، ناشى از بى فکرى