فرهنگ آریانپور
شتاب امیز
#۱۲۵٬۳۸۴
hasty
عجول، شتاب زده، دست پاچه، تند، زودرس
sudden
ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع
slapdash
عجول و بى دقت، بى پروا، ناگهان، غفلتا، عیناً، کارى که سرسرى یا از روى بى پروایى انجام دهند، پوشش تگرگى
posthaste
پیک تندرو، فورى، آنى، سریع السیر، باعجله
unadvised
بدون اطلاع، تند و بى ملاحظه، بى احتیاط، بى پروا
precipitate
بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى
thoughtless
بى فکر، بى ملاحظه، لاقید، ناشى از بى فکرى