فرهنگ آریان‌پور

سیر - خط -

#۱۲۳٬۳۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

duct

مجرا، لوله آب، خط سیر، مجراى لنف

۲

rake

شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن

۳

route

مسیر چیزى را تعیین کردن، خط سیر، جاده، مسیر، راه، جریان معمولى

۴

vector

(vectorial =) ـ بردار، (هندسه) حامل، بردار (bordaar)، مسیر، جهت، خط سیر، شعاع حامل، به وسیله بردار رهبرى کردن

۵

pathway

معبر، جاده، گذرگاه، خط سیر، جاده پیاده رو

۶

itinerary

برنامه سفر، خط سیر، سفرنامه

۷

vectorial

(vector =) ـ (هندسه) حامل، بردار (bordaar)، مسیر، جهت، خط سیر، شعاع حامل، به وسیله بردار رهبرى کردن

۸

trajectory

خط سیر، مسیر، ورا افکن، مسیر گلوله، گذرگاه