فرهنگ آریان‌پور

سیر

#۱۲۳٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

march

راه پیمایى، قدم رو، قدم بردارى، گام نظامى، موسیقى نظامى یا مارش، سیر، روش، پیشروى، ماه مارس، راه پیمایى کردن، قدم رو کردن، نظامى وار راه رفتن، پیشروى کردن، تاختن بر

۲

garlic

(گیاه شناسى) سیر garlic رنگ‌

۳

tiredly

(tired =) ـ خسته، سیر، بیزار، خستگى، با خستگى

۴

saturant

اشباع شده، سیر، بحد اشباع رسیده

۵

sombrous

گرفته، تیره، حزن انگیز، سیر، پر رنگ

۶

disgusted

متنفر، بیزار، سیر، ملول

۷

excursion

گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر

۸

itineracy

(itinerancy =) ـ سیارى، در بدرى، گردش، سیر

۹

promenade

گردش، تفرج، سیر، گردشگاه، تفرجگاه، گردش رفتن، تفرج کردن، گردش کردن

۱۰

deep

گود، ژرف، عمیق deep خوراک‌ یا بو یا طعم‌ و غیره‌

۱۱

tired

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire

۱۲

strong

نیرومند، قوى، پر زور، محکم، سخت

۱۳

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن واژه هاى شامل

۱۴

satisfied

خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن