فرهنگ آریان‌پور

سیخونک زدن

#۱۲۳٬۳۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

prog

سیخونک زدن، با میخ نوک تیز فشار دادن، پرسه زدن، خزیدن، کاوش کردن

۲

pouter

سیخونک زدن، لب و لوچه دار، داراى لب و لوچه آویخته

۳

pug

ضایعات غله، کاه، خاشاک گندم، تفاله سیب، آدم محبوب، فاحشه، کرجى بان، سگ کوتاه قامت چینى، بینى کوتاه و بزرگ و سر به بالا، آدم کوتوله، طره گیسو، خاک رس، از بیخ درآوردن، کندن، میناکارى کردن، سیخونک زدن

۴

puck

جن، بچه شیطان، سیخونک زدن

۵

poke

سیخونک، ضربت با چیز نوک تیز، فشار با نوک انگشت، حرکت، سکه، سکه زدن، فضولى در کار دیگران، سیخ زدن، به هم زدن، هل دادن، سقلمه زدن، کنجکاوى کردن، به هم زدن آتش بخارى (با سیخ)، زدن، آماس

۶

hound

سگ شکارى، سگ تازى، آدم منفور، با تازى شکار کردن، تعقیب کردن، پاپى شدن

۷

needle

سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه