فرهنگ آریانپور
سواری
#۱۲۱٬۹۷۲
ride
(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدن
driving
راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى
cavalcade
دسته اسب سواران، سوارى، گردش سواره
lift
بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر
mount
سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ
riding
(past: rid ; past participle: rid) ـ پاک کردن از، رهانیدن از، خلاص کردن