واژههای فارسی←سوار بودنفرهنگ آریانپورسوار بودن#۱۲۱٬۹۰۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ride(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدنواژههای نزدیک در الفباسوار اسب شدن دوبارهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسوار اسب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسوار اسب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسوار اسب کردن دوبارهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسوار برمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسوار بر اسبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر