فرهنگ آریانپور
سوار شدن
#۱۲۱٬۹۱۹
get on
سوار شدن (بر)، پیش رفتن، کار کردن، گذران کردن، گذراندن
ride
(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدن
mount
سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ
straddle
گشاد نشستن، گشاد ایستادن، گشاد گشاد راه رفتن، سوار شدن، میان دو پا قرار دادن، گشاد نشینى، گشاد بازى
mt
میتنریم - (Mt)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 109 و جرم مولى (اتمى) (268) گرم بر مول
hop
رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن
take
(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن
embarkation
سوار کشتى شدن