فرهنگ آریان‌پور

سوار چیزی شدن

#۱۲۱٬۹۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

override

(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن