واژههای فارسی←سندهفرهنگ آریانپورسنده#۱۲۰٬۸۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱turdسنده، گه، پشکلواژههای نزدیک در الفباسنددار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندرسمی که به دست شخص ثالثی سپرده شده و پس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یا قابل ابطال باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندرممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندرم مرگ ناگهانی کودک در خوابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندسازی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر