واژههای فارسی←سندرمفرهنگ آریانپورسندرم#۱۲۰٬۸۹۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱syndrome(پزشکى) مجموعه علائم بدنى و ذهنى مرض، علائم مشخصه مرض، همرفتواژههای نزدیک در الفباسندان کوبیدن - روی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندان گوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندانی - استخوان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندباد بحریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسنددار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسندرسمی که به دست شخص ثالثی سپرده شده و پس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یا قابل ابطال باشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر