فرهنگ آریان‌پور

سنبیدن با مته

#۱۲۰٬۵۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۲

drill

تمرین، مشق نظامى، مته زدن، مته، تعلیم دادن، تمرین کردن