فرهنگ آریان‌پور

سنبه زدن

#۱۲۰٬۵۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ram

قوچ، گوسفند نر، دژکوب، پیستون منگنه آبى، تلمبه، کلوخ کوب، کوبیدن، فرو بردن، بنقطه مقصود رسانیدن، سنبه زدن، با دژکوب خراب کردن، برج حمل

۲

swab

جاروب، اسفنج زمین شویى، لوله پاک کن، سنبه جراحى، گرد و خاک گرفتن، زدودن، پیچیدن، تاب خوردن، سنبه زدن، با کهنه آب چیزى را کشیدن، پنبه براى پاک کردن زخم و گوش و غیره