فرهنگ آریانپور
سنبله
#۱۲۰٬۵۳۹
cluster
خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن
spicula
(spicule =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله
spicule
(spicula =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله
ear
زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا
knot
گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى
spike
میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن درخت و گیاه
clump
انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن