فرهنگ آریان‌پور

سنبله

#۱۲۰٬۵۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cluster

خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن

۲

spicula

(spicule =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله

۳

spicule

(spicula =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله

۴

ear

زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا

۵

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۶

spike

میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن درخت‌ و گیاه‌

۷

clump

انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن