فرهنگ آریان‌پور

سگالیدن

#۱۱۹٬۹۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

plot

رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن

۲

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۳

ponder

سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش

۴

consult

همفکرى کردن، رایزنى کردن، کنکاش کردن، مشورت کردن، مشورت خواستن از، مشورت

۵

contemplate

تفکر کردن، درنظر داشتن، اندیشیدن