فرهنگ آریان‌پور

سگالش

#۱۱۹٬۹۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

plot

رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن

۲

forum

(روم باستان) میدان، بازار، محل اجتماع عموم، دادگاه، محکمه، دیوانخانه

۳

counsel

اندرز، مشاوره دو نفرى، مشورت، تدبیر، پند دادن (به)، توصیه کردن، نظریه دادن، رایزنى

۴

imagination

پندار، تصور، تخیل، انگاشت، ابتکار

۵

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات