فرهنگ آریان‌پور

سکوب

#۱۱۹٬۷۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

stool

چارپایه، عسلى، کرسى، صندلى مستراح فرنگى، مدفوع، پیخال، سکوب، ادرار کردن

۲

scaffold

چوب بست، داربست، دار، تخته بندى، سکوب یا چهار چوب، تخته بندى کردن، سکوب زدن، به دار آویختن

۳

plateform

اعلامیه سیاست دولت، اعلامیه حزبى، برنامه کار نامزدهاى انتخاباتى، سکوب، بلندى قسمتى از کف سالن یا محلى، بنیاد یا اساس چیزى، سطح فکر، سطح مذاکره

۴

stage

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه

۵

platform

سکو، تلواره، سحن، زمین بلندکه در آن ایستاده سخنرانى کنند، منبر