فرهنگ آریان‌پور

سزاوار

#۱۱۸٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

condign

سزاوار، فراخور، مناسب

۲

worth

ارزش، قیمت، بها، سزاوار، ثروت، با ارزش

۳

worthy

شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور

۴

worthful

پر اهمیت، باارزش، شایسته، مستحق، سزاوار، گرانبها، قیمتى

۵

deserving

سزیدن، سزاوار بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، استحقاق داشتن

۶

fair

زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه

۷

meet

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۸

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۹

fitting

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم

۱۰

rightful

ذیحق، محق، مشروع، حقیقى، داراى استحقاق TRUE

۱۱

meritorious

شایسته، مستحق