فرهنگ آریانپور
سزا
#۱۱۸٬۹۳۴
requital
سزا، تاوان
desert
بیابان، دشت، صحرا، شایستگى، استحقاق، سزاوارى ول کردن، ترک کردن، گریختن
punishment
مجازات، تنبیه، گوشمالى، سزا
rewardable
پاداش دادنى، پاداش دادن، اجر دادن، سزا، تلافى کردن، پاداش، مزد، تلافى، جایزه، انعام، فوق العاده، (حقوق) جبران خدمت، اجر (ajr)
retribution
کیفر، مجازات، تلافى، کیفرى، مجازاتى، سزا
wage
مزد، دستمزد، اجرت، کار مزد، دسترنج، حمل کردن، جنگ بر پا کردن، اجیر کردن، اجر واژه هاى شامل
justice
داد، عدالت، انصاف، درستى، دادگسترى
Nemesis
الهه انتقام، کینه جویى، انتقام، قصاص
penalty
جزا، کیفر، مجازات، تاوان، جریمه
quittance
رسید مفاصا، برائت، پاکى، تبرئه، پاداش، باز پرداختن، جبران کردن
repayment
غرامت، پرداخت مجدد tit for tat
recompense
(حقوق) غرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن
comeuppance
توبیخ بى جا، مزد عمل بد ادبیات poetic justice