فرهنگ آریان‌پور

سریع السیر

#۱۱۸٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۲

racer

مسابقه گذار، مسابقه دهنده، سریع السیر، تندرو

۳

speedy

(speediness =) ـ سریع السیر، سریع، چابک، سرعت

۴

express

بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن

۵

posthaste

پیک تندرو، فورى، آنى، سریع السیر، باعجله

۶

speediness

(speedy =) ـ سریع السیر، سریع، چابک، سرعت

۷

flying

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly