فرهنگ آریان‌پور

سریع‌ الانتقال

#۱۱۸٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

quick

تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده quick quickwitted

۲

witty

بذله گو، لطیفه گو، شوخ، لطیفه دار، کنایه دار

۳

active

فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر

۴

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش

۵

supple

نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر