فرهنگ آریانپور
اطمینان - قابل -
#۱۱٬۸۷۰
solid
جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان
sicker
ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده " sick
reliable
قابل اطمینان، معتبر، موثق، قابل اتکا
reputable
قابل شهرت، مشهور، قابل اطمینان
dependable
(trustworthy =) ـ قابل اعتماد، توکل پذیر، قابل اطمینان، مورد اعتماد