اطمینان
#۱۱٬۸۶۵
affiance
اطمینان، اعتماد، پیمان ازدواج، نامزدى
certitude
اطمینان، یقین، دقت
confidence
اطمینان، اعتقاد، اعتماد، رازگویى، صمیمیت
reassurance
اطمینان مجدد، بیمه اتکایى، بیمه ثانوى
trust
اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به
surety
ضامن، پابندان، کفیل، گرو، وثیقه، اطمینان
cretain
مسلم، قطعى، حتمى، معلوم، بعض، بعضى، برخى، تاحدى، اطمینان، خاطرجمعى
fideism
اعتماد، امانت، اطمینان
security
ایمنى، امان، امنیت، آسایش خاطر، اطمینان، تامین، مصونیت، وثیقه، گرو، تضمین، ضامن
trustful
موتمن، مطمئن، معتمد، اطمینان، اعتماد
assurance
پشتگرمى، اطمینان، دلگرمى، خاطرجمعى، گستاخى، بیمه (مخصوصاً بیمه عمر)، تعهد، قید، گرفتارى، ضمانت، وثیقه، تضمین، گروى
certainty
امر مسلم، یقین، اطمینان
persuasion
تشویق، تحریک، اجبار، متقاعد سازى، نظریه یا عقیده از روى اطمینان، اطمینان، عقیده دینى، نوع، قسم، ترغیب
coniviction
محکومیت، مجرمیت، عقیده، اطمینان
belief
باور، عقیده، اعتقاد، ایمان، گمان، اعتماد، معتقدات
credit
اعتبار، آبرو، ستون بستانکار، نسیه، اعتقاد کردن، درستون بستانکار وارد کردن، نسبت دادن
dependence
بستگى، وابستگى، موکول (بودن)، عدم استقلال، توکل، تبعیت