فرهنگ آریانپور
سرکوب کردن (2)
#۱۱۸٬۳۶۵
repress
باز فشردن، باز کوفتن، فرو نشاندن، سرکوب کردن، در خود کوفتن
throttle
گلو، دریچه کنترل بخار یا بنزین، خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن روان شناسی
frustrate
خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن