فرهنگ آریان‌پور

سرچشمه‌ گرفتن

#۱۱۷٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

originate

سرچشمه گرفتن، موجب شدن، ناشى شدن، آغاز شدن یا کردن

۲

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۳

stem

ستاک، ساقه، تنه، میله، گردنه، دنباله، دسته، ریشه، اصل، دودمان، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند آوردن