فرهنگ آریان‌پور

سرجوش

#۱۱۷٬۵۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

froth

کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن

۲

scum

تفاله، پس مانده، کف، طبقه وازده اجتماع، درده گرفتن