فرهنگ آریان‌پور

سرچشمه

#۱۱۷٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hotbed

سرچشمه، منبع، بستر خاکى چمن که در اثر تخمیر و یا به وسیله دیگرى گرم شده باشد، محل یا محیطى که در آن رویش و پیشرفت سریع باشد

۲

headspring

سرچشمه

۳

fountainhead

سرچشمه، منبع خبر، اصل و سرچشمه

۴

head water

سرچشمه، بالاى رودخانه، بالارود (بیشتر در جمع)

۵

head spring

سرچشمه، منبع، ورزش و آکروبات با سر

۶

fountain head

سرچشمه

۷

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۸

mother

مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل

۹

origin

خاستگاه، اصل بنیاد، منشا، مبدا، سرچشمه، علت، اصل

۱۰

source

منبع، منشاء، چشمه، سرچشمه، مایه مبداء، ماخذ

۱۱

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن واژه هاى شامل

۱۲

fountain

منبع، فواره، منشاء، مخزن، چشمه، سرچشمه

۱۳

original

اصلى، بکر، بدیع، منبع، سرچشمه، اصیل، اصل، مبتکر، ابتکارى

۱۴

principle

قانون یا اصلى علمى یا اخلاقى، اصل، سرچشمه، حقیقت، مبادى و اصول، (در جمع) معتقد باصول و مبادى کردن، اخلاقى کردن، قاعده کلى، مرام

۱۵

derivation

اشتقاق، اقتباس، استنساخ، استخراج، سرچشمه، استنتاج

۱۶

seed

بذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن