سرچشمه
#۱۱۷٬۵۹۳
hotbed
سرچشمه، منبع، بستر خاکى چمن که در اثر تخمیر و یا به وسیله دیگرى گرم شده باشد، محل یا محیطى که در آن رویش و پیشرفت سریع باشد
headspring
سرچشمه
fountainhead
سرچشمه، منبع خبر، اصل و سرچشمه
head water
سرچشمه، بالاى رودخانه، بالارود (بیشتر در جمع)
head spring
سرچشمه، منبع، ورزش و آکروبات با سر
fountain head
سرچشمه
root
(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه
mother
مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل
origin
خاستگاه، اصل بنیاد، منشا، مبدا، سرچشمه، علت، اصل
source
منبع، منشاء، چشمه، سرچشمه، مایه مبداء، ماخذ
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن واژه هاى شامل
fountain
منبع، فواره، منشاء، مخزن، چشمه، سرچشمه
original
اصلى، بکر، بدیع، منبع، سرچشمه، اصیل، اصل، مبتکر، ابتکارى
principle
قانون یا اصلى علمى یا اخلاقى، اصل، سرچشمه، حقیقت، مبادى و اصول، (در جمع) معتقد باصول و مبادى کردن، اخلاقى کردن، قاعده کلى، مرام
derivation
اشتقاق، اقتباس، استنساخ، استخراج، سرچشمه، استنتاج
seed
بذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن