فرهنگ آریان‌پور

سرپیچی کردن

#۱۱۷٬۵۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

disobey

نافرمانى کردن، سرپیچى کردن، اطاعت نکردن، نقص کردن، شکستن

۲

challenge

به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ