فرهنگ آریان‌پور

سرپیچ

#۱۱۷٬۵۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه

۲

socket

پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن

۳

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۴

contumacious

سرکش، خودسر، سرپیچ، متمرد، یاغى

۵

nut

مهره، جوز، چرخ دنده ساعت، آجیل، آجیل گرد آوردن، دیوانه، خل