فرهنگ آریانپور
اطاعت کردن
#۱۱٬۷۵۱
obey
اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن
hear
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن
achieve
دست یافتن، انجام دادن، به انجام رسانیدن، رسیدن، نائل شدن به، تحصیل کردن، کسب موفقیت کردن، (حقوق) اطاعت کردن (در برابر دریافت تیول)