فرهنگ آریان‌پور

اطاعت‌ کردن

#۱۱٬۷۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

obey

اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن

۲

mind

فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن

۳

comply

موافقت کردن، برآوردن، اجابت کردن

۴

fulfil

انجام دادن، تکمیل کردن، تمام کردن، برآوردن، واقعیت دادن

۵

submit

تسلیم کردن، ارائه دادن، تسلیم شدن، تقدیم داشتن، پیشنهاد کردن، گردن نهادن، مطیع شدن

۶

fulfill

انجام دادن، تکمیل کردن، تمام کردن، برآوردن، واقعیت دادن