فرهنگ آریانپور
اضمحلال
#۱۱٬۷۴۵
stramash
انهدام، اضمحلال، خرد کردن، جنجال، سر و صدا
tailspin
سقوط، زوال، اضمحلال، گیجى و بیهوشى، سقوط کردن breakup
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
overthrow
(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض