فرهنگ آریان‌پور

اضمحلال

#۱۱٬۷۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stramash

انهدام، اضمحلال، خرد کردن، جنجال، سر و صدا

۲

tailspin

سقوط، زوال، اضمحلال، گیجى و بیهوشى، سقوط کردن breakup

۳

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار

۴

overthrow

(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض