فرهنگ آریانپور
سربه سر گذاشتن
#۱۱۷٬۴۱۰
ride
(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدن
mess
یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن
molest
آزار رساندن، معترض شدن، تجاوز کردن