فرهنگ آریان‌پور

سربه سر گذاشتن

#۱۱۷٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ride

(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدن

۲

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن

۳

molest

آزار رساندن، معترض شدن، تجاوز کردن