فرهنگ آریان‌پور

سربلند کردن

#۱۱۷٬۳۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mark

نشان، ارزه، نمره، نشانه، علامت، داغ، هدف، پایه، نقطه، درجه، مرز، حد، علامت گذاشتن، توجه کردن

۲

inflate

باد کردن، پر از باد کردن، پر از گاز کردن زیاد بالا بردن، مغرور کردن، متورم شدن