فرهنگ آریان‌پور

سربریدن

#۱۱۷٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

behead

سربریدن، گردن زدن

۲

decollate

سربریدن، بى سر کردن، گردن زدن، مجزا کردن، ورق ورق کردن

۳

decollation

گردن زنى، سربریدن

۴

slaughter

کشتار فجیع، قتل عام، خونریزى، ذبح، کشتار کردن

۵

immolation

قربانى