فرهنگ آریان‌پور

سخن پراکنی‌ کردن

#۱۱۶٬۴۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

broadcast

(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى