فرهنگ آریانپور
سختگیرانه
#۱۱۶٬۳۷۱
hard
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
close
به دقت
rigid
سخت، سفت و محکم، نرم نشو، جدى، جامد، صلب
stern
سخت گیر، عبوس، سخت و محکم، عقب کشتى، کشتیدم
strictly
سخت، اکید، سخت گیر، یک دنده، محض، نص صریح، محکم
stringent
سخت، دقیق، غیر قابل کشش، کاسد، تند و تیز، سختگیر، خسیس، محکم بسته شده
exactingly
سخت، تحمیلى، سنگین، سخت گیر
fastidiously
سخت گیر، باریک بین، مشکل پسند، بیزار hardline highhanded
pertinacious
لجوج، خودسر، خیره سر، کله شق، سمج