فرهنگ آریان‌پور

سخت‌ گزین

#۱۱۶٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

select

برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن

۲

selective

گزینشى، انتخابى، برگزیده، انتخاب کننده، مبنى بر انتخاب، داراى حسن انتخاب گلچین کننده، بهگزین، گزیننده، گزیده