واژههای فارسی←سخت کوشیدنفرهنگ آریانپورسخت کوشیدن#۱۱۶٬۳۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hammerچکش، پتک، چخماق، استخوان چکشى، چکش زدن، کوبیدن، سخت کوشیدن، ضربت زدنواژههای نزدیک در الفباسخت کردن لاستیکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسخت کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسخت کمبود داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسخت کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسخت کوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسخت کوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر