فرهنگ آریان‌پور

سخت - ضربت -

#۱۱۶٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

slog

ضربت سخت، سیلى، کوشش سخت، تقلا، ضربت سخت زدن، پرتاب کردن، تقلا کردن

۲

shock

تکان، تکان دادن، ترساندن، صدمه، هول، هراس ناگهانى، لطمه، تصادم، تلاطم، ضربت سخت، تشنج سخت، توده، خرمن، توده کردن، خرمن کردن، تکان سخت خوردن، هول و هراس پیدا کردن، ضربت سخت زدن، دچار هراس سخت شدن، سراسیمه کردن

۳

swipe

ضربت سخت، حرکت جاروبى، جرعه طولانى، ضربه تند و شدید زدن، کش رفتن

۴

concussion

صدمه و تکان مغز که منجر به بیهوشى مى شود، تصادم، صدمه، ضربت سخت