فرهنگ آریان‌پور

سخت - سر -

#۱۱۶٬۲۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

inveterate

دیرنه، ریشه کرده، معتاد، سر سخت، کینه آمیز

۲

wrongheaded

لجباز در عقیده و عمل، سر سخت، مصر در اشتباه خود

۳

intransigent

سخت گیر، سر سخت