فرهنگ آریان‌پور

ستیز کردن

#۱۱۶٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fight

(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن

۲

skirmish

کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن