فرهنگ آریان‌پور

ستون فقرات

#۱۱۶٬۰۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

spinal column

ستون فقرات، تیره پشت، ستون مهره

۲

spine

تیره پشت، ستون فقرات، مهره هاى پشت، تیغ یا برآمدگى هاى بدن موجوداتى مثل جوجه تیغى

۳

rachis

تیره پشت، ساقه، محور، اندام ساقه اى یا محورى، مهره هاى پشت، ستون فقرات، دیرک مشترک

۴

backbone

تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام

۵

vertebral column

(کالبد شکافى) ستون فقرات، تیره پشت، ستون مهره

۶

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن