فرهنگ آریان‌پور

ستون بندی

#۱۱۶٬۰۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

columniation

ستون بندى

۲

colonnade

ردیف ستون، ستون بندى، ردیف درخت

۳

piling

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره pile

۴

tabulation

جدول بندى، تنظیم به صورت جدول، تسطیح