فرهنگ آریان‌پور

سترسا

#۱۱۵٬۹۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

feel

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن hairtrigger

۲

sense

حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن

۳

sensation

احساس، حس، شور، تاثیر، (معنى مجازى) ظاهر