فرهنگ آریانپور
ستردن
#۱۱۵٬۹۱۱
obliterate
ستردن، محو کردن، زدودن، پاک کردن، معدوم کردن
scrub
درخت یا بوته کوتاه و رشد نکرده، زمین پوشیده از خار و خاشاک و غیر قابل عبور، خارستان تیغستان، آدم گمنام، مالش، سایش، تمیز کارى، ضد عفونى براى عمل جراحى، مالیدن، خراشیدن، تمیز کردن، ستردن
efface
پاک کردن، محو کردن، ستردن، زدودن
clean
پاک، پاکیزه، تمیز، نظیف، طاهر، عفیف، تمیز کردن، پاک کردن، درست کردن، زدودن
elide
حذف کردن، ادغام کردن، از آخر برداشتن
delete
حذف کردن، انداختن، برداشتن
cleanse
(به معانى clean مراجعه شود) ـ پاک کردن، تمیز کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن
elision
حذف، ادغام، باقوه مکانیکى شکستن
evanesce
کم کم ناپدید شدن، بتدریج محو و ناپدید شدن (مانند بخار)، (ریاضى) به طرف صفر میل کردن
compliment
تعارف، تعریف، درود، تعریف کردن از