فرهنگ آریان‌پور

ستردن

#۱۱۵٬۹۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

obliterate

ستردن، محو کردن، زدودن، پاک کردن، معدوم کردن

۲

scrub

درخت یا بوته کوتاه و رشد نکرده، زمین پوشیده از خار و خاشاک و غیر قابل عبور، خارستان تیغستان، آدم گمنام، مالش، سایش، تمیز کارى، ضد عفونى براى عمل جراحى، مالیدن، خراشیدن، تمیز کردن، ستردن

۳

efface

پاک کردن، محو کردن، ستردن، زدودن

۴

clean

پاک، پاکیزه، تمیز، نظیف، طاهر، عفیف، تمیز کردن، پاک کردن، درست کردن، زدودن

۵

elide

حذف کردن، ادغام کردن، از آخر برداشتن

۶

delete

حذف کردن، انداختن، برداشتن

۷

cleanse

(به معانى clean مراجعه شود) ـ پاک کردن، تمیز کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن

۸

elision

حذف، ادغام، باقوه مکانیکى شکستن

۹

evanesce

کم کم ناپدید شدن، بتدریج محو و ناپدید شدن (مانند بخار)، (ریاضى) به طرف صفر میل کردن

۱۰

compliment

تعارف، تعریف، درود، تعریف کردن از