فرهنگ آریان‌پور

سپری کردن

#۱۱۵٬۶۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

while

در صورتیکه، هنگامى که، حال آن که، مادامى که، در حین، تا موقعى که، سپرى کردن، گذراندن

۲

survive

زنده ماندن، باقى بودن، بیشتر زنده بودن از، گذراندن، سپرى کردن، طى کردن، برزیستن