فرهنگ آریان‌پور

سائیده شدن

#۱۱۵٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rub

مالیدن، سودن، سائیدن، پاک کردن، اصطکاک پیدا کردن، سائیده شدن

۲

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۳

erode

فرسائیدن، خوردن، سائیدن، فاسد کردن، سائیده شدن