فرهنگ آریان‌پور

سائل

#۱۱۵٬۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

asker

متقاضى، گدا، سائل

۲

friar

راهب صومعه، راهب درویش و سائل

۳

mendiant

(mendicant =) ـ گدا، درویش، در به در، سائل، گدایى کننده

۴

mendicant

(mendiant =) ـ گدا، درویش، در به در، سائل، گدایى کننده

۵

beggar

گرفتار فقر و فاقه، به گدایى انداختن، بیچاره کردن، گدا

۶

pauper

گدا، بى نوا، (حقوق) معسر یا عاجز از پرداخت