فرهنگ آریان‌پور

سائیدن

#۱۱۵٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

abrade

سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن

۲

corrade

سائیدن، در اثر سایش از بین رفتن

۳

pulverize

سائیدن، نرم کردن، پودر کردن، نرم کوبیدن

۴

triturate

سائیدن، نرم کردن، به صورت پودر درآوردن

۵

rub

مالیدن، سودن، سائیدن، پاک کردن، اصطکاک پیدا کردن، سائیده شدن

۶

file

سوهان، آهن ساى، سوهان زدن، سائیدن، (مجازى) پرداخت کردن، پرونده، دسته کاغذهاى مرتب، (معنى مجازى) صورت، فهرست، قطار، صف، در پرونده گذاشتن، در بایگانى نگاه داشتن، ضبط کردن، در صف راه رفتن، رژه رفتن، بایگانى کردن file ـ (42)

۷

fray

ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن

۸

gall

زهره، زرد آب، صفرا، تلخى، گستاخى، زخم پوست رفتگى، سائیدگى، تاول، سائیدن، پوست بردن از، لکه، عیب

۹

gnaw

خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن

۱۰

grit

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن

۱۱

chafe

مالش دادن، خراشیدن، سائیدن، به وسیله اصطکاک گرم کردن، (مجازى) به هیجان آوردن، اوقات تلخى کردن به، عصبانیت، سائیدگى، پوست رفتگى

۱۲

erode

فرسائیدن، خوردن، سائیدن، فاسد کردن، سائیده شدن

۱۳

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۱۴

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۱۵

scuff

صداى خراش، خراش، فرسایش، سائیدن، کلش کلش کردن، بامشت حمله کردن، مشت خوردن

۱۶

bruise

کوبیدن، کبود کردن، زدن، سائیدن، کبود شدن، ضربت دیدن، کوفته شدن، کبود شدگى، تباره

۱۷

levigate

سبک، نرم، صیقلى، نرم کردن، سائیدن، خمیر کردن، صاف و صیقلى کردن